محمد تقي جعفري

39

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و ما للتّراب و ربّ الارباب . ( يك مشت خاك در بارهء خداوند ربّ الارباب چه مىتواند انجام بدهد ) ولى اين قدر مىگوئيم : خداوند سبحان دست به آفرينش زده و انسانهائى را آفريده و استعدادها و تقاضاهائى در آنان ايجاد فرموده است ، اگر چه هيچ ضرورتى در اين آفرينش ، خداوند متعال را مجبور نكرده است ، زيرا او است خالق اصول و قوانين و ضوابط و روابط از هر نوع و صنفى كه بوده باشند ، ولى همانطور كه خود بما اطلاع داده است كه - * ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه ) * . ( 1 ) ( و مشيّت و فعل پروردگار تو بر مبناى صدق و عدل تمام شده و هيچ عاملى نمىتواند مشيّت و فعل او را تبديل كند . ) ما با عقل و وجدانى كه او در ما ايجاد فرموده است ، درك مىكنيم كه خداوند با ايجاد مقتضيات عدل و بىنيازى مطلق او كه نفى كنندهء ظلم از او است ، عادل است و همچنين با نظر به نياز دائمى انسانها به توفيقات و عنايات الهى ، معلوم مىشود كه خداوند به بندگان خود لطف دارد . اين مطلب با نظر به تعريف بسيار متينى كه از شيخ ابو جعفر محمّد بن الحسن طوسى رحمة اللَّه عليه بيادگار مانده است كه « لطف چيزى است كه مكلَّف را بانجام واجب برمىانگيزد و از قبيح بر كنار مىكند » ، كاملا روشن مىگردد . ( 2 ) استدلالى كه براى اثبات قاعدهء لطف ذكر شده است ، متّكى به هدف و غايت خلقت انسانى است كه رشد و كمال مىباشد و خداوند متعال است كه بوجود آورندهء همهء خيرات و عظمتها است و چه خير و عظمتى بالاتر از آماده فرمودن زمينه براى حركت انسان در مسير رشد و كمال كه هدف اعلاى حيات او است . ( 1 ) لذا به نظر مىرسد اشاعره و هر شخص و گروهى كه منكر لطف الهى در بارهء بندگانش مىباشند ، در حقيقت

--> ( 1 ) الأنعام آيهء 115 . ( 2 ) التّبيان محمّد بن حسن طوسى ج 6 جزء 13 ص 199 تفسير سورهء يوسف آيهء 100 و عدّه و تلخيص شافى و غيبه . ( 1 ) الأنعام آيهء 115 .